| برای عزیزترینم |
دوستت دارم خیلی زیاد اینو واسه تو ساختمش امیدوارم خوشت بیاد
|
آرم وبلاگ
![]()
تو دفتر زندگیم دو روزه که برام قشنگترین وبهترین وخاطره انگیزترین روزاست 21/2/83که زهرای عزیزم رو در اغوش گرفتم و16/10/87 که ندای گلم رو به سینه فشردم
خدایا خدای مهربون وقشنگم تورا هزاران هزار بار به خاطر این دو روز شکر میکنم واز تو میخام که کمکم کنی مادر خوبی برای دو تا فرشته کوچولوم باشم پیوندهای روزانه
پیوندها
خاطرات يك نق نقو
ني ني گل مانيوشا حس قشنگ مادري اقامهدي كوچولو حرفهاي نرگس كيان وكيارش وروجك مامان ارش پانته اجون بهانه اميتيس جون نازنين فاطمه جون مهنازجون عشق است خدا را دلتنگيهاي يك مريم(ارين جون) ملوسكم(فاطمه جون) سمانه جون نيلوفرجون مزداوپیشی ملوسک خانومی(حسناجون) دنیای ما(امیر رضاوگلی) یکتاجون ثناجون نی نی تپل(رضاجون) زهراجون مسافر قصریخی فرشته های گلم اورميا هك جستجوگر
طراح قالب
|
اول از اخر بگم اینکه دو سه روز پیش اولین مروارید سفید ندا خانومی زد بیرون و ما رو از اینکه باید فکر دندون مصنوعی برا خانومی باشیم در اورد بعد اینکه خانومی یه دو هفته ایه که تصمیم به نشستن گرفته وقبل از اون هم به جای سینه خیز وچار دست وپا رفتن شروع به غلتیدن کرده بود و به همه جا سرک میکشه میونه خواهرا هم اییییی بدک نیست یعنی اینو بگم که ندا بیشتر زهرا رو دوست داره تا زهرا اونو هرجا زهرا میره دو تا چشم کوچولو دنبالشن تا سر از کاراش در بیاره ومنتظر تا زهرا یه کم تحویلش بگیره وصدای خندش بلند بشه زهرا هم گاهی باهاش خوب کنار می یاد وگاهی هم به قول خودش اصلا حوصلش رو نداره مخصوصا وقتی داره نقاشی میکشه وندا هم به شدت به وسایل نقاشی علاقمنده وداد خواهربزرگه رو در میاره و برای جلوگیری از در گیری ندا خانومی فورا به روروئک منتقل میشه مدتیه که ندا تو جاهای نااشنا وبه افرادی که خیلی نمیبینه غریبی میکنه که همین باعث شده بیشتر ترجیح بدم تو خونه باشم وبیرون نرم از اون طرف هم زهرا بهونه گیری میکنه واحساس دلتنگی میکنه ودلش میخاد بره بیرون وبه قول خودش یه هوایی بخوره منم موندم این وسط که با ساز کدومشون همنوایی کنم ودیگه اینکه هفته قبل دکتر ندا اجازه مصرف لبنیات رو بهم داد (ندا از دو ماهگی به پروتئین شیر گاو حساسیت داره وباعث خونریزی خفیف رودش میشد که به دستور دکترش لبنیات به طور کامل ازبرنامه غذاییم حذف شد حتی خوراکیهایی که توش شیر خشک هم بود مصرفش ممنوع شد) ولی من هنوز میترسم با خوردن لبنیات مشکلش دوباره شروع بشه با وجودی که دکتر گفته بعد از نه ماهگی این نوع حساسیت خیلی کم میشه ولی خوب نمیتونم اون اضطراب ودلواپسی که بعد از دیدن اولین لکه خون تو مدفوع ندا رو از یاد ببرم ولی خوب به هرحال باید از یه جایی شروع کنم چون تا الان هم از لحاظ جسمی خیلی اسیب دیدم من که بیشترین مصرف شیر وماست وبسسسستنی رو تو طول روز داشتم یهویی از مصرفش منع شدم اونم به بدترین شکل خیلیها بهم گفتن بی خیال رژیم به هر حال بچه بزرگ میشه واینقد سخت نگیر ولی من به هیچ عنوان دلم نیومد به خاطر خودم حتی اگه احتمال یک درصد هم وجود داشت بچم در اینده دچار مشکل روده بشه( چون دکترش گفته بود ممکنه خونریزی مداوم باعث التهاب مزمن روده بشه وهیچوقت خوب نشه) خوب دیگه یواش یواش داره گریه های خانومی اوج بر میداره باور کنید الان دارم به زهرا التماس میکنم تا یه کم ندارو سرگرم کنه تا کار من تموم بشه ولی ....
زهرا وندا جوووونم در یک زاویه
|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ اضافه به علاقه منديها بارگذاری مجدد صفحه ذخيره كردن صفحه پرينت صفحه آرشیو ماهانه
مهر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر: امکانات اضافي
|
All Rights Reserved by nazanindokhtaram.Blogfa.com - © 2006