تبليغاتX
برای عزیزترینم

دوستت دارم خیلی زیاد اینو واسه تو ساختمش امیدوارم خوشت بیاد

آرم وبلاگ
تو دفتر زندگیم دو روزه که برام قشنگترین وبهترین وخاطره انگیزترین روزاست 21/2/83که زهرای عزیزم رو در اغوش گرفتم و16/10/87 که ندای گلم رو به سینه فشردم
خدایا خدای مهربون وقشنگم تورا هزاران هزار بار به خاطر این دو روز شکر میکنم واز تو میخام که کمکم کنی مادر خوبی برای دو تا فرشته کوچولوم باشم
پیوندهای روزانه
پیوندها
جستجوگر

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
لینک RSS
نه ماهگی ندا خانومی

اول از اخر بگم اینکه  دو سه روز پیش اولین مروارید سفید ندا خانومی زد بیرون  و

ما رو از اینکه باید فکر دندون مصنوعی برا خانومی باشیم در اورد

بعد اینکه خانومی یه دو هفته ایه که تصمیم به نشستن گرفته

وقبل از اون هم  به جای سینه خیز وچار دست وپا رفتن شروع به غلتیدن کرده بود

و به همه جا سرک میکشه

میونه خواهرا هم اییییی بدک نیست یعنی اینو بگم که ندا بیشتر

 زهرا رو دوست داره تا زهرا اونو  هرجا زهرا میره دو تا چشم کوچولو دنبالشن

تا سر از کاراش  در بیاره  ومنتظر تا زهرا یه کم تحویلش بگیره

وصدای خندش بلند بشه زهرا هم گاهی باهاش خوب کنار می یاد وگاهی هم

به قول خودش اصلا حوصلش رو نداره مخصوصا وقتی داره نقاشی میکشه

وندا هم به شدت به وسایل نقاشی علاقمنده وداد خواهربزرگه رو در میاره و

 برای جلوگیری از در گیری ندا خانومی فورا به روروئک منتقل میشه  

مدتیه که ندا تو جاهای نااشنا وبه افرادی که خیلی نمیبینه غریبی میکنه

که همین باعث شده بیشتر ترجیح بدم تو خونه باشم وبیرون نرم

از اون طرف هم زهرا بهونه گیری میکنه واحساس دلتنگی میکنه

 ودلش میخاد بره بیرون وبه قول خودش یه هوایی بخوره منم موندم

 این وسط که با ساز کدومشون همنوایی کنم

ودیگه اینکه هفته قبل دکتر ندا اجازه مصرف لبنیات رو بهم داد (ندا از دو ماهگی

به پروتئین شیر گاو حساسیت داره وباعث خونریزی خفیف رودش میشد

 که به دستور دکترش لبنیات به طور کامل ازبرنامه غذاییم حذف شد حتی خوراکیهایی

که توش شیر خشک هم بود مصرفش ممنوع شد) ولی من هنوز میترسم

با خوردن لبنیات مشکلش دوباره شروع بشه با وجودی که دکتر گفته بعد از نه ماهگی

این نوع حساسیت خیلی کم میشه ولی خوب نمیتونم اون اضطراب ودلواپسی

 که بعد از دیدن اولین لکه خون تو مدفوع ندا رو از یاد ببرم ولی خوب

 به هرحال باید از یه جایی شروع کنم چون تا الان هم از لحاظ  جسمی

خیلی اسیب دیدم من که بیشترین مصرف شیر وماست وبسسسستنی

رو تو طول روز داشتم یهویی از مصرفش منع شدم اونم به بدترین شکل خیلیها

بهم گفتن بی خیال رژیم به هر حال بچه بزرگ میشه واینقد سخت نگیر ولی من به

هیچ عنوان دلم نیومد به خاطر خودم حتی اگه احتمال یک درصد هم وجود داشت بچم 

در اینده دچار مشکل روده بشه( چون دکترش گفته بود ممکنه خونریزی مداوم

باعث التهاب مزمن روده بشه وهیچوقت خوب نشه) 

خوب دیگه یواش یواش داره گریه های خانومی اوج بر میداره باور کنید الان دارم به

زهرا التماس میکنم تا یه کم ندارو سرگرم کنه تا کار من تموم بشه ولی ....

زهرا وندا جوووونم در یک زاویه

 

 

I Love You

 

نوشته شده توسط: فاطمه در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388|+|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ
اضافه به علاقه منديها
بارگذاری مجدد صفحه
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر:
امکانات اضافي

All Rights Reserved by nazanindokhtaram.Blogfa.com - © 2006